جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
35
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
و همين عين مطلوب فرد مشتاقى است كه طالب تنوع باشد . آيا هيچگاه لطف عمامه يا ديدن هيكل مرموز چادر به سرانى كه زناناند و از كوچههاى گردآلود مىگذرند از نظر ما پنهان مانده است ؟ در نزد ما آن چشماندازهاى بىمانع و حصار و چمنزارها و كشتزارها چه اندازه تازه و بديع است در جائى كه در هواى صاف و شفاف آن ريزترين چيزها از فاصلهء چندين ميل قابل تشخيص است « 1 » در سامانى كه شهرها از دود محصور نشده است و بامهاى هموار لولهء بخارى يا دودكش ندارند و چه سكوت محض و مقاومتناپذيرى كه در پهناى خالى و خلوت آن هست كه با سروصداى بىشمار روستائى كه در كشور ما ديده مىشود تفاوت بسيار دارد و چه هواى قابلستايشى كه هرگز از پردهء مه و بخار پوشيده نيست ، ولى همان سرزمينى كه خورشيد از فراز سر ، راست بر تن انسان فرومىتابد . افراط و تفريط در ايران در هيچ كشورى از آسيا كه من ديدهام اختلاف كلى بين صورت ظاهرى منظرهاى شرقى و اروپائى زنندهتر از ايران نيست . اين كار دشوارى است كه براى خوانندگان انگليسى كه راجع به طبيعت فقط تصور و ميزانى دارند كه در غرب ديدهاند درست بازنمايم كه بين اين دو چه تضاد بزرگى وجود دارد . در اروپا كوهها غالبا رنگ آبى يا ارغوانى دارند در ايران سرخفام يا گلگون يا به رنگ خرمائى است . جلگهها در اروپا هرگاه پوشيده از كشت و چمنزار نباشد خاك نرم سرخرنگى دارد . در ايران جلگهها فقط بوسيلهء راه آبهاى خشكى كه در آن هست از بيابان گندمگون قابل تميز است . يك دهكدهء خاص انگليسى خانههاى تكتك روستائى دارد كه غالبا زيبا و نيمى از آنها در ميان درختان دلپذيرى پنهان است يك ده معمولى ايران شامل مشتى خانههاى گلى محقر كه بيشتر آنها شكل عمودى و افقى بىريختى دارد و حياط آن بوسيلهء ديوار گلى وارفتهاى حفاظت مىشود . غير از ايالات كرانهء خزر و چند جلگهء كوهستانى در ايران جنگل نيست
--> ( 1 ) - من از مسافت تقريبا 20 ميلى شىء ريزى مانند كلبه يا بنائى را مشاهده كردهام و هر مسافرى در ايران منظرهء مداوم سراب و حرمان رسيدن به آن را اعتراف دارد .